رشت-هویت گیلان:هر کس، هر کاری که از دستش برمی‌آید، باید انجام دهد چرا که تار و پود تاریخ پرافتخار این ملت از همین تار و پودهای ناپیدای وظیفه‌شناسی، عشق به وطن و برنامه‌ریزی استراتژیک انقلابی بافته می‌شود.

یادداشت؛ امیر نجار سلطانی

در کوران حوادث و تجاوز وحشیانه رژیم مستبد صهیونیستی و آمریکای جنایتکار ، آنگاه که تیره ابرهای فتنه‌ها و ناملایمات بر آسمان میهن سایه می‌افکند هر دل آگاه و مومن ندایی از حق‌طلبی و ایستادگی سر می‌دهد
هر جان عاشقی که در راه وطن گام برمی‌دارد ستونی است در بنای مقاومت این سرزمین پرافتخار، وظیفه‌ای الهی بر دوش مسئولیتی بزرگ بر قلب برای پاسداری از آنچه میراث نیاکان و امانت آیندگان و آرمان‌های انقلاب است.

اما گاه در هیاهوی روزگار صداهایی برمی‌آید که خود را در پیشگامان عشق به وطن و آرمان‌های انقلاب می‌بینند شاید نگاه‌ها هرچند از سر صدق و دغدغه در چارچوب برداشت‌های شخصی دستاوردها را بسنجند غافل از آن جوهره پنهان کارهای ریشه‌دار و تاثیرگذار آن بذرهایی که شاید در گمنامی و اخلاص کاشته می‌شوند اما تار و پود استقلال عزت و شکوفایی این ملت و نظام اسلامی و افزایش تاب آوری اجتماعی را می‌بافند.

مبارزه برای سربلندی وطن و انقلاب پدیده‌ای است عمیق و نیازمند صبر، استقامت و بصیرت. نباید آن را تنها در جلوه‌های بیرونی و تقابل‌های آنی خلاصه کرد. راهبردهای ژرف که درک همه‌جانبه‌شان نیازمند دانایی و بینشی عمیق است مستلزم برنامه‌ریزی دقیق و فراگیر است. این برنامه‌ریزی از مدیریت عقلانی منابع و تدارکات حیاتی گرفته تا حفظ روحیهٔ جامعه و پایداری اقتصادی و زیست در برابر چالش‌ها و تقویت حرکات پر برکت مردمی باید تمام ابعاد دفاع از کیان این مرز و بوم و دستاوردهای انقلابی را در بر گیرد.

بدون نگاه و برنامه ریزی بلندمدت و درکی واقع‌بینانه از پیچیدگی‌های این مسیر ، تلاش‌های فردی هرچند پرشور ، با برکت و از سر عشق اما ممکن است در گرداب ناملایمات و گذر زمان گم شوند. این روزگار زمان داوری‌های شتاب‌زده و سطحی نیست بلکه دوران درک عمیق وظایف هر یک از ما در این مسیر خطیر و ضرورت برنامه‌ریزی سنجیده است.

هر دستی که یاری می‌رساند، هر فکری که راهگشاست، هر قدمی که در مسیر درست خدمت به وطن و آرمان‌های انقلاب برداشته می‌شود ارزشمند و حیاتی است. آنکه در سنگر علم و دانش بذر امید و بصیرت می‌کارد آنکه با دستان توانمندش اقتدار و شکوه این سرزمین را بازمی‌آفریند ، آنکه در سکوت شب با قلبی سرشار از ایمان دعای سربلندی ملت و پیروزی حق را زمزمه می‌کند همه و همه، در این کارزار بزرگ خدمت و مقاومت، نقش‌آفرینان اصلی‌اند به شرطی که حرکتشان در چارچوب یک برنامه جامع و استراتژیک ملی و انقلابی باشد.

حقیقت این است که هر نقشی در این جامعه در این مسیر پرافتخار معنایی عمیق می‌یابد. کارمندی که با دقت و پشتکار وظایف اداری خود را انجام می‌دهد در واقع در حال مدیریت بخشی از جنگ است او با حفظ نظم و تسهیل امور ستون پشتوانه تلاش‌های جمعی است. به همین ترتیب معلمی که دانش‌آموزانش را با مفاهیم درست میهن‌پرستی ، تاریخ پرشکوه و ارزش‌های انقلابی آشنا می‌کند و مدرسه را به سنگر پرورش نسل آینده و پشتیبانی از جنگ تبدیل کرده است نقشی هم‌تراز با آن رزمنده پشت لانچر و پدافند دارد هر دو در حال آماده‌سازی نیروها برای استحکام بخشیدن به پایه‌های این کشور هستند، یکی با سلاح دانش و بصیرت دیگری با هر توان دیگری که در راه سربلندی وطن و آرمان‌ها دارد.

بیایید، به جای سنجش میزان وطن‌پرستی و انقلابی بودن با معیارهای شخصی بر انجام وظیفه خود با تمام توان در چارچوب یک برنامه‌ریزی مدون و آینده‌نگر تمرکز کنیم. چرا که در نهایت، این همدلی در مسیر خدمت، این درک متقابل از جایگاه هر فرد و این تلاش جمعی هدفمند است که دیوارهای چالش‌ها را فرو می‌ریزد و شکوفه‌های پیروزی و سربلندی را بر شاخسار زمانه می‌نشاند.

هر کس، هر کاری که از دستش برمی‌آید، باید انجام دهد چرا که تار و پود تاریخ پرافتخار این ملت از همین تار و پودهای ناپیدای وظیفه‌شناسی، عشق به وطن و برنامه‌ریزی استراتژیک انقلابی بافته می‌شود.