رشت-هویت گیلان:در روزگاری که شلوغی دنیای مدرن و فشارهای روانی ناشی از زیست ماشینی، آرامش را از انسان سلب کرده است، بازگشت به میراث ادبی و حکمی بزرگانی چون «سعدی شیرازی»، یک ضرورت در مدیریت شهری است.

یادداشتی از: یوسف هاشمی

شهر، شهر یک موجود زنده است که روح آن در کالبد فرهنگ و هنر دمیده می‌شود.

در روزگاری که شلوغی دنیای مدرن و فشارهای روانی ناشی از زیست ماشینی، آرامش را از انسان سلب کرده است، بازگشت به میراث ادبی و حکمی بزرگانی چون «سعدی شیرازی»، یک ضرورت در مدیریت شهری است.

استفاده از اشعار حکیمانه‌ی سعدی در دیوارنگاره‌های شهری، فراتر از یک تزئین ساده، در واقع تزریق «اخلاق» و «امید» به رگ‌های شهر است.
وقتی شهروندِ خسته از ترافیک و روزمرگی، در میانه میدان یا دیواره‌ یک پل، با این بیت روبه‌رو می‌شود که:
«بنی‌آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»
ناخودآگاه پیوند خود با هم‌نوعانش را بازمی‌یابد. کلام سعدی، تبلور تعادل، مدارا و حکمت است؛ همان عناصری که جامعه‌ی امروز ما برای رسیدن به «زیستِ مؤمنانه و مهربانانه» به آن محتاج است.

دیوارنگاره‌های شهری باید آینه‌ی هویت ملی و سبک زندگی اسلامی ما باشند.

ما با حکاکی اشعار سعدی بر سیمای شهر، در واقع «آموزش شهروندی» را از قالب‌های خشک اداری خارج کرده و آن را با هنر و عاطفه گره می‌زنیم.
شهری که دیوارهایش از شفقت، قناعت و عدل (که بن‌مایه‌ی اشعار بوستان و گلستان است) سخن می‌گویند، شهروندانی آرام‌تر، مسئولیت‌پذیرتر و امیدوارتر خواهد داشت.

معتقدم مدیریت شهری باید «دیپلماسی ادبی» را در متن محلات جاری کند. دیوارنگاره‌های مزین به اشعار سعدی، تذکری مداوم برای همه‌ی ماست تا به یاد داشته باشیم که:
«به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم»

این همان روحیه‌ی تلاش و پشتکاری است که برای ساختن ایرانی آباد و شهری پویا به آن نیاز داریم. بیایید اجازه دهیم دیوارهای شهرمان به جای سکوت، با زبان قندِ پارسی با ما سخن بگویند…