رشت-هویت گیلان:آقای شهید دنیای مادی را ترک کردند، اما راه حق‌طلبی تا قیامت باقی است، امروز انقلاب و آرمان‌های شهدا به عنوان امانتی به ما سپرده شده ، شاید پیکر ایشان زیر خاک باشد، اما مسیر او، قطب‌نمای فردای ماست؛ مسیری که باید با گام‌های استوار ادامه یابد.

رشت-هویت گیلان:سمانه عادلی راجیری

صبح نهم اسفندماه ۱۴۰۴ ، صبحی از جنس تاریخ بی تکرار

صبح نهم اسفندماه ۱۴۰۴ بود ، از خواب بیدار شدم و ذهنم درگیر اخباری که از شبکه های مختلف از جمله شبکه خبر پخش می شد ، بود ، گوشی در دستم و مشغول تنظیم خبر بودم که خبر شوم تجاوز دشمنان آمریکایی صهیونی به بیت رهبری را شنیدم .

برای چند ثانیه حالت بهت زدگی و شوک به من دست داد ، دقیقا همان حالتی که در صبحگاه سیزدهم دی ماه سال ۱۳۹۸ در خوابگاه دانشجویی استان گلستان داشتم ، بله همان روزی که پس از حدود ۱۲ ساعت طی کردن مسیر طولانی به خوابگاه رسیدم و خواستم کمی استراحت کنم تا روز بعد برای اولین امتحان آماده باشم ، حدود ساعت شش و خورده ای صبح با صدای قرآن مسجد در محوطه دانشگاه بیدار شدم و وقتی پرسیدم صدای قرآن این موقع صبح برای چیست؟ گفتند که سردار سلیمانی به شهادت رسیده است، آنجا بود که دلم ریخت ، ترسیدم ، سردار سلیمانی برای ما همچون تکیه گاهی محکم و استوار بود که خلاء نبودنش را هیچکسی نمی تواند پر کند.

صبح روز نهم نیز این چنین شدم ، آن زمان با همه نارحتی دلم خوش بود که رهبرم حضور دارند و ما در سایه ایشان هستیم اما این بار سکوت مبهمی حاکم بود، هنوز خبر شهادت آقا بصورت رسمی اعلام نشده بود.

وقتی که خبر بصورت رسمی از صدا و سیما اعلام شد انگار زیر آوار ماندم ، تمام اتفاقات همچون حلقه فیلمی از ذهنم می گذشت ، شهات سردار سلیمانی ، شهادت حسن نصرالله ، شهادت یحیی سنوار ، جنگ ۱۲ روزه و شهادت دانشمندان کشورم و حالا هم شهادت رهبر حکیم و فرزانه ام .

و اما آن روزی که خبر آسمانی شدن رهبر شهید در کوچه و خیابان‌های ایران پیچید، انگار که زمان در نقطه‌ای از تاریخ ایستاد. ایشان تجسم زنده اخلاق بود؛ مردی که ساده‌زیستی و مهر پدرانه‌اش، نه شعار، که رویه‌ای در سال‌های دشوار انقلاب بود.

آقای سیّد ایران ، سنگ صبوری بود که در هیاهوی سیاست، حواسش به فرهنگ، سبک زندگی و سفره‌های مردم بود و عجیب تر اینکه رفتنش با عطر عاشورا در ماه رمضان گره خورد.

بعد از ۴ ماه ، اطلاع رسانی های لازم جهت تشییع پیکر پاک ایشان صورت گرفت ، خبرنگاران گیلانی برای روایت این مراسم عازم تهران شدند اما من بنا به دلایلی از این سفر وداع جا ماندم .

از تلویزیون مراسم را دنبال می کردم ، تهران در التهابی بی‌سابقه می‌سوخت ، خیابان‌ها از سیل جمعیت بند آمده بودند و متروها برای جابجایی جهت اقامه نماز لبریز از انسان‌هایی بود که برای آخرین وداع آمده بودند ،گریه می کردند اما با استواری از انتقام سخن می گفتند.

با حضور سیل جمعیت نمازی به وسعت یک رستاخیز اقامه شد و مردم ایران در سوگ رهبری نشستند که بعد از امام خمینی (ره ) هدایت کشور را بر عهده داشت.

پس از برگزاری سه روز مراسم در تهران ، روز سه شنبه آقا سید علی به قم، شهر کریمه اهل‌بیت رسید و آغوش جمکران برای بدرقه آقا گشوده شد.

پرچم های سرخ در دستان مردم ، قدم هایی استوار و هدفمند ، شهری که با حضور آقا عطرآگین شد.

روز چهارشنبه اما در نجف، دل‌ها به لرزه درآمد. وقتی پیکر ایشان به آستان مولایم امیرالمؤمنین (ع ) در نجف رسید، همه حس کردند بار سنگین حفظ این کیان، چه زخمی بر جان جانشینان او می‌گذارد.

کربلا نیز میزبان آقا سید علی بود؛ گویی حسین (ع) به پیشواز مسافری آمده که در مکتبش درس عشق آموخته بود.

وقتی که مراسم تشییع پیکر در کربلا پخش می شد یاد زهرا، نوه کوچک و معصوم رهبر، داغِ علی‌اصغر حسین را تازه کرد، کودکی که شهادتش آیه نهم سوره تکویر بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ را یادآوری می کند.

اینجاست که سکوت سرد رسانه‌های بیگانه فریاد می‌زند ، چرا رسانه های معاند از شهادت زهرا و شهادت کودکان مدرسه شجره طیبه میناب سخن نمی گویند ، چرا از داغ دل مادران جوانان پرپرشده و ناله تازه عروسانی که همسرانشان شهید شده اند چیزی نمی گویند ، این سنگدلی، تنها پرده‌ای از تحریف بزرگ حقیقت است.

آخرین مقصد سید علی اما مشهد الرضا بود ، مردم از سراسر ایران در مشهد رضا حضور داشتند ، پرچم های سرخ یا حسین که بیانگر عدالت طلبی و خونخواهی رهبر شهید است در انبوه جمعیت خودنمایی می کردند ، اما در این میان گنبد طلایی امام رضا نظاره‌گر بدرقه آقا سید علی چشمه جوشان معرفت بود ، پیر و جوان، همه برای وداع آمده بودند ، در صحن حرم، دیگر کسی به فکر حاجات شخصی نبود؛ همه فقط نگاهشان به آقای شهید بود.

گرمای تابستان و خستگی راه‌ها در برابر شور وداع رنگ باخته بود ، مشهد که ایستگاه حاجتمندانی است که برای شفاعت به امام هشتم شیعیان پناه می آورند امروز مملو بود از جمعیتی سیاه پوش با چشمانی گریان و قلبی پر از سوز هجر آقا ، در نهایت در کمال بهت و حیرت مردم ایران ، آقای شهید در حرم مطهر امام هشتم شیعیان آرام گرفت .

ایشان دنیای مادی را ترک کردند، اما راه حق‌طلبی تا قیامت باقی است، امروز انقلاب و آرمان‌های شهدا به ما سپرده شده است، مسیر رهبر معظم انقلاب امام سیّد علی خامنه ای قطب‌نمای فردای ماست؛ مسیری که باید با گام‌های استوار ادامه یابد.

اما این حضور از جای جای ایران اسلامی در مراسم بدرقه آقای شهید ، نشان از وحدت ، همدلی ، ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان است و این می تواند رمز پیروزی در عرصه های مختلف باشد.

  • منبع خبر : پایگاه خبری هویت گیلان