رشت-هویت گیلان:شاید امروز از بدرقه آقا در مشهد جاماندم اما از ادامه راه ایشان جا نخواهم ماند، آقایی که با رهنمودهایش عزت ، هیمنت ، شکوه ، پیروزی ، مقاومت و ... را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورد.
رشت-هویت گیلان:سمانه عادلی راجیری
پنج شنبه است ، پنج شنبه ای متفاوت ، یاد همه رفتگانی که روزی در بین ما بودند و امروز نیستند ، فاتحه ای نثار شادی روح تمامی رفتگان.
صبح بعد از بیدار شدن از خواب و طبق معمول دنبال کردن اخبار و تحلیل آن دلم کمی آرام گرفت.
تنگه هرگز آبراه اقتصادی جهان بر خلاف ادعای دشمنان یاوه گو هنوز از سوی ایران اداره می شود و سبزپوشان شجاع کشورم مراقب این ثروت بی پایان کشور که نبض اقتصاد دنیا در آن است، می باشند.
تماشای چهره عصبانی ترامپ از تلویزیون خیالم را راحت کرد که کار ما درست بوده ، به قول امامین شهدا هر جا که دشمن شاد شود ما خطا رفته ایم و هرجا که عصبی و کلافه شود یعنی اینکه ما راه درست را برگزیده ایم.
مدام از شبکه های مختلف تلویزیون مراسم تشییع پیکر آقای شهید ایران را دنبال می کردم ، بعد از بدرقه در تهران و قم ، آقای شهیدم راهی عراق شد و در آنجا نیز مورد میهمان نوازی عراقی ها قرار گرفت.
بله کشوری که روزی زیر استکبار صدام حسین بعثی اداره می شد و طی هشت سال جنگ تحمیلی شهدای زیادی در ایران برجای گذاشت امروز مردمش انقلاب ایران را الگو قرار داده و عاشقانه از آقای شهیدم استقبال که نه ایشان را بدرقه می کردند ، عرب های عراق خوب رسم میهمان نوازی را به جا آوردند و در سوگ آقا به پا خاستند و با قلبی دردآلود از فراق یار و چشمانی اشکبار بر سر و سینه زدند.
صبح روز پنج شنبه ۱۸ تیرماه سال جاری در حالیکه من در خانه بودم اما دلم در فضای حرم امام رضا(ع) بود پیکر آقاجانم وارد مشهد الرضا شد.
خورشید خراسان امروز از آقای شهیدمان استقبال کرد و خاک حرم مطهر برای همیشه جسم پاک و مطهر ایشان را در خود پناه داد.
من اما بی تابم و دلم گرفته ، انگار برگشتم به نهم اسفندماه ۱۴۰۴ ، وقتی که خبر حمله به بیت رهبری را شنیدم و بیقرار شدم .
امشب در دلم شام غریبان است شام غریبان پدر معنوی همه ایرانیان ، پدری که با رفتنش جهان را بیدار خواهد کرد.
پدری که همیشه و همه جا حواسش به تمام ایرانیان بود در دیدارش با دخترکان کوچک و حضور در جشن عبادت آنها ، ملاقات با جوانان نخبه و سایر اقشار ….
آنجا که بر سر فرزندان یتیم شهدا دست نوازش می کشید ، آه بغض امانم را بریده انگار راه گلویم بسته شده ، آفتاب در حال غروب کردن است و من در سوگ پدر نشسته ام ، پدری که با رفتنش کل ایران یتیم شد.
از پنجره به بیرون نگاه می کنم پرچم یا حسین (ع) بر در خانه همسایه برافراشته است صدای نوحه و عزاداری می آید ، محرم است و نوحه حسین (ع ) سر می دهند ، چقدر سنگین بود رمضان ماه میهمانی خدا که آقایمان را شهید کردند و امروز در ماه محرم مراسم خاک سپاری ایشان است.
در دلم کربلایی است ، آرام ندارم ، در قلبم احساس سنگینی دارم و آتشی در درونم شعله ور است که گویا قصد خاموشی ندارد.
مدام از تلویزیون مراسم را دنبال می کنم و حسرت که نتوانستم در مشهد الرضا حضور یابم .
اما می دانم که خورشید مقاومت هرگز غروب نخواهد کرد و مسیر حق و عدالت پیروز خواهد شد.
اگرچه آقای شهید ایران امروز دیگر در بین مردم ایران حضور فیزیکی ندارد اما نصایح و صحبت هایش ، آثار و کتاب هایش و … تا ابد ماندگار است ، باید به پا خیزیم ، باید راه و شیوه ایشان را زنده نگه داریم ، باید در راه صدور انقلاب به جهان بیدار باشیم .
رفتار و کردار ایشان را الگو قرار دهیم و در کتاب های درسی در راستای معرفی ایشان به نسل های آینده تلاش کنیم.
بزرگ مردی در ایران که بعد از امام خمینی (ره) ، از انقلاب و آرمان های نظام اسلامی بیشتر از جانش حفاظت کرد و در این راه جان خود و خانواده اش را نثار کرد.
شاید امروز از بدرقه آقا در مشهد جاماندم اما از ادامه راه ایشان جا نخواهم ماند، آقایی که با رهنمودهایش عزت ، هیمنت ، شکوه ، پیروزی ، مقاومت و … را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورد .
این ها را من نمی گویم عاشقانش در بدرقه ایشان در ایران و عراق با حضورشان بیان کردند.
ایمان و استقامت ایشان ستودنی است ایمان و استقامتی که به جهاد و مقاومت تبدیل شد و امروز شاهد این جهاد و مقاومت در غزه ، لبنان ، فلسطین و … هستیم .
اگرچه امروز آفتاب از دیده ها پنهان شد اما روشنایی اش تا ابد جهان را روشن خواهد کرد.
وای از دلم ، شام غریبان است امشب به مانند همان شام غریبانی که در اسفند ۱۴۰۴ برگزار شد در دلم چه بلوایی برپاست ، حس یتیم شدن آزارم می دهد اما با خود زمزمه میکنم باید برخاست باید راهش را ادامه داد، ایران کشور امام زمان (عج) است و باید پرچمی که آقا سید علی تاکنون مراقبش بود را به دست آقا امام زمان مهدی موعود بسپاریم .
ملت ایران همواره بیدار و در برابر توطئه های دشمنان هوشیار باشید ، بنا به گفته امام ؛ شما امروز مبعوث شده اید ، ای مبعوث شدگان به پا خیزید و منتقم خون آقای شهید ایران باشید ، یادتان باشد که آقا برای حفظ آرمان های نظام اسلامی جان خود و خانواده اش را فدا کرد.
بزرگ مردی که با عزت در راه اهدافش به شهادت رسید و عزتمندانه و باشکوه مورد بدرقه قرار گرفت.
عجب رمضان سختی بود و سخت تر از آن محرمی بود که مرا به یاد عاشورایی دیگر می اندازد عاشورایی که در ماه رمضان و در تهران به وقوع پیوست.
اما امروز وظیفه داریم برای دفاع از خاک کشور ، آرمان های انقلاب ، امامین شهدا و نظام جمهوری اسلامی سرا پا به گوش باشیم تا پرچم ایران اسلامی را به دست صاحبش مهدی موعود بسپاریم .
انگشتانم گویی حس ندارند و تایپ کردن بر صفحه گوشی برایم سخت شده ، غروب پنج شنبه عجب سخت روایتی نوشتم ، روایت هایی از آبادانی و پیشرفت کشورم ، روایتی از کربلای عراق در آستانه اشرفیه و شهادت دانشمند گیلانی نوشتم اما امروز روایت ایرانی را نوشتم که در فراغ یار خون گریستند.
Saturday, 5 September , 2026